تبلیغات
بازیکده - دنیا، گرفتار تاریکی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

سه شنبه 18 مهر 1391-10:41 ب.ظ



دنیا در بازی های کامپیوتری پردردسرتر، سیاه تر، ترسناک تر، مرگبارتر از آن چیزی که در واقعیت رخ می دهد، دیده می شود. حمله بیگانه ها، جنگ های هسته ای، فضای آخرالزمانی، آزمایش های بیولوژیکی، حمله زامبی ها و از بین رفتن تمدن ها تنها بخشی از آن چیزی است که در بازی های امروزی مشاهده می کنیم. اینگونه فضاها، نه تنها مورد توجه بسیاری از بازیسازان قرار گرفته اند، بلکه بازیکنان نیز ارتباط ویژه ای با آن ها برقرار کرده اند.

کمپانی Capcom نیز با سری بازی های بسیار محبوب Resident Evil تصویر ویژه ای از دنیای بیولوژیکی را به نمایش درمی آورد که خطر آن به مراتب بیشتر از جنگ های هسته ای است. در این سری از بازی ها شاهد بودیم که نقاط مختلف دنیا گرفتار اینگونه فعالیت ها شدند و نتیجه آن ها نیز چیزی جز از بین رفتن هزاران انسان نبوده است. از شهر Raccoon گرفته تا اسپانیا و آفریقا دستخوش آزمایشات بیولوژیکی شده اند، اما دنیای این سری منتظر اتفاق شوم تری است. اتفاقی که در Resident Evil 6 شامل یک منطقه خاص نمی شود، بلکه تمام دنیا را در برمی گیرد.

داستان

در Resident Evil 6 با آشوبی مواجه می شوید که بزرگتر از آن چیزی است که تا کنون در این سری مشاهده کرده بودیم. بار دیگر پای ویروسی به نام C در میان است و اینبار شخصیت های آشنای دنیای Resident Evil همگی برای جلوگیری از شیوع این ویروس و نابود کردن منبع آن دست به کار می شوند. بازی دارای 3 سناریوی مختلف است و بازیکنان با 3 شخصیت لیان کندی (Leon S. Kennedy)، کریس ردفیلد (Chris Redfield) و جیک مولر (Jake Muller) می توانند داستان را پشت سر بگذارند. اتفاقات RE6 از جایی شروع می شوند که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، آدام بنفرود (Adam Benford) تصمیم می گیرد که حقیقت را درباره اتفاقات شهر Raccoon برملا کند.

اما در این بین، اتفاق وحشتناکی رخ می دهند و رئیس جمهور و تمام کسانی که با او بوده اند به زامبی تبدیل می شوند! تمام شهری که آن ها در آن حضور داشتند به وسیله یک مه مرموز و آغشته به ویروس C آلوده می شود و نتیجه، این می شود که افراد زیادی به این ویروس مبتلا و به زامبی تبدیل می شوند. لیان به همراه یک مأمور از سازمان سرویس مخفی آمریکا به نام هلنا هارپر (Helena Harper) از نزدیک شاهد این موضوع هستند که رئیس جمهور به زامبی تبدیل شده و مجبور می شوند که او را بکشند. هلنا خود را مسئول اتفاقی که برای رئیس جمهور و دنیا افتاده، می داند و سعی می کند لیان را به مکانی ببرد که این اتفاقات از آنجا شروع می شوند.

آن ها پس از فرار از شهر، به کلیسایی می روند و در آنجا وارد تشکیلات زیرزمینی ای می شوند که فعالیت های بیولوژیکی در آن انجام می شده اند. آن ها اطلاعات زیادی از آنجا بدست می آورند و مشاهده می کنند که انسان های مختلفی به هیولاهای وحشی تبدیل شده اند. آن ها متوجه یک موضوع عجیب می شوند. ایدا ونگ (Ada Wong) نیز در آنجا حضور دارد، اما در فیلمی که از او مشاهده می کنند، می بینند که ایدا نیز از دورن انسانی دیگر بیرون می آید و در واقع به صورت یک هیولا متولد می شود! لیان و هلنا با دیدن این موضوع شکه می شوند تا اینکه سرانجام هلنا با پیدا کردن خواهرش دلیل آمدن آن ها به این کلیسا و تشکیلات زیر زمینی را برای لیان بازگو می کند.

خاهر هلنا به هیولایی تبدیل می شود و اینجاست که ایدای واقعی نمایان می شود. شخصیت او همیشه مرموز بوده و حضور او در این مکان ها اصلاً جای تعجب ندارد. روند بازی از جایی هیجان انگیزتر می شود که مشخص می شود که هلنا به گروهی با رهبری مشاور نظامی سرویس مخفی آمریکا که خواهر او را گروگان گرفته بودند، اجازه ورود به محل اقامت رئیس جهور را می دهد و به نوعی خود را باعث تمامی این اتفاقات می داند. در ادامه، لیان و هلنا به عنوان قاتلین رئیس جمهور شناخته می شوند و در کنار اینکه باید راهی برای از بین بردن ویروس C پیدا کنند، باید بیگناهی خود را نیز ثابت کنند. سناریوهای دیگر بازی نیز به همین اندازه جذاب شروع می شوند و ادامه پیدا می کنند.

کریس به دلیل اتفاقات بدی که برایش افتاده از نیروهای BSAA خارج شده و برای فراموش کردن آن خاطرات تلخ، به مکانی رفته که کسی او را نمی شناسد. او در عملیاتی، همرزمانش را از دست داده و به دنبال فرصتی است که بتواند انتقام آن ها را بگیرد، اما با اتفاقاتی در دنیا رخ داده، او بار دیگر به عضویت نیروهای BSAA درمی آید و با هم تیمی جدیدش پیرس نیوانز (Piers Nivans) به چین می رود تا با انتشار ویروس C در آنجا مبارزه کند. سناریوری بعد نیز پیرامون 2 شخصیت جیک مولر و شری بیرکین (Sherry Birkin) است. جیک فرزند آلبرت وسکر (Albert Wesker) است و شری که در قسمت دوم این سری از بازی ها دختر بچه کوچکی بود، اکنون به جوانی تبدیل شده و قصد دارد تا به جیک در انجام کارهایش کمک کند.

جیک و شری از دست تروریست هایی فرار می کنند که با اتفاقات رخ داده در بازی ارتباط نزدیکی دارند. ماجراهای جیک و شری بسیار موموز دنبال می شوند. هر 3 این سناریوها که در چین، آمریکا و اروپا دنبال می شوند، در آخر به یک جا ختم می شوند. شخصیت های بازی سرانجام در چین به یکدیگر می رسند و با قسمت هایی که پشت سر گذاشته اند، معماهای مختلف بازی را حل می کنند. هر کدام از این قسمت ها، داستان کلی بازی را به وجود می آورند که زیبا و هیجان انگیز از کار درآمده است. داستان با کاگردانی خوبی همراه است و از Set-Pieceهای بسیار زیبایی تشکیل شده که هیجان بازی را بسیار افزایش داده و حالت سینمایی تری به آن بخشیده است. المانی که برخلاف گفته بسیاری از سایت ها نه تنها باعث بد شدن بازی نشده، بلکه روند آن را نفس گیر کرده و بازیکنان را بیش از پیش به سمت خود جذب می کند.

گرافیک

Resident Evil 6 هم مانند بیشتر بازی هایی که Capcom آن ها را خلق می کند (Dragon’s Dogma, Resident Evil 5, Devil May Cry 4, Lost Planet 1&2)، توسط موتور بازیسازی MT Framework خلق شده است. این موتور بازیسازی برای این نسخه به ورژن بالاتری ارتقاء پیدا کرده و به همین دلیل شاهد نمایش های بسیار خوبی در این بازی هستیم. طراحی محیط بسیار خوب و پرجزئیات به نظر می رسد و طراحی شهرهای آشوب زده بسیار زیبا از کار درآمده و حس مورد نیاز را به شما منتقل می کنند. برای طراحی شهرها به المان های خوبی توجه شده و طراحی شهرهای آمریکا با چین تفاوت بسیار زیادی دارد.

نورپردازی ها در سطح بسیار خوبی قرار دارند و استفاده از نورهای رنگی و حجم دار در قسمت های مختلفی از بازی دیده می شوند. تنوع مراحل بسیار جالب صورت گرفته و این بازی یکی از بهترین نسخه ها در این سری از این نظر به حساب می آید. به قسمت های مختلفی خواهید رفت که هر کدام از آن ها به شکل های مختلف و با کیفیت بسیار خوب طراحی شده اند. کیفیت بافت ها در حالت کلی مناسب است و این موضوع باعث شده که بازی در بسیاری از قسمت ها زیبا به نظر برسد، اما در برخی قسمت ها نیز شاهد هستیم که بافت های خوبی برای بازی در نظر گرفته نشده اند. البته این قسمت بیشتر در جاهایی دیده می شوند که کسی انتظار آن ها را ندارد، اما به هر حال دوست داشتیم که این موضوع در بازی دیده نشود.

سایه ها نیز از بخش های فوق العاده بازی به حساب می آیند. در بیشتر مواقع سایه ها فضاسازی هیجان انگیزی به وجود آورده اند، اما در برخی قسمت ها سایه شخصیت های بازی بی کیفیت نشان داده می شوند و دارای لزرش و لبه های فراوان هستند. البته این موضوع باز هم در تمام روند بازی دیده نمی شود و چنین مشکلاتی واقعاً جای تعجب دارند. طراحی جلوه های ویژه و افکت هایی مانند انفجار، آتش، دود و تخریب ها نیز مثل همیشه فوق العاده کار شده اند و بازی را بیش از پیش زیباتر کرده اند.

طراحی شخصیت های بازی نیز بسیار عالی از کار درآمده و جزئیات دیده شده در آن ها بسیار بالا است. طراحی مو، لباس و انیمیشن های صورت شخصیت های بازی اولین موضوعی است که نظر شما را به خودش جلب می کند. چیدمان محیط به خوبی روی آن ها تأثیر می گذارد. طراحی زامبی های بازی نیز در نوع خودش بسیار جالب توجه است. آن ها تنوع بسیار خوبی دارند و زمانی که به سمتشان تیراندازی می کنید، می توانید ببینید که تیر شما دقیقاً محلی که هدف قرار داده اید را سوراخ می کند و می کند! تیراندازی به سینه، شکم، دست، پا و سر باعث قطع شدن و یا آسیب دیدن این قسمت ها می شود. حتی در تیراندازی به سر برخی زامبی ها، شاهد خواهید بود که سر آن ها نصف می شود.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی های هیجان انگیزی برای بازی ساخته شده اند. آهنگسازان مختلفی برای این بازی موسیقی ساخته اند که از بین آن ها می توانیم به حضور آکیهیرو ناریتا (Akihiko Narita) اشاره کرد که موسیقی بازی هایی مانند Resident Evil 5 ،Devil May Cry 4، چند نسخه از سری Monster Hunter و Lost Planet را ساخته است. موسیقی های بازی از تنوع بسیار بالایی برخوردارند و سعی کرده اند حس مرموز و کمی ترسناک را در بازی به وجود بیاورند. حالت سینمایی بازی باعث شده که موسیقی ها نمایش جالبی از خودشان داشته باشند. البته موسیقی های بازی بر مبنای فضای اکشن آن ساخته شده اند و در بیشتر مواقع، آن طور که باید، نمی توانند حس ترس را در بازی به وجود بیاورند. دیالوگ ها و شکل بیان آن ها عالی و با حس کامل صورت گرفته است.

استفاده از صداپیشگانی معروف باعث شده که این قسمت از بخش های قوی بازی به حساب بیاید. از بین صداپیشگان بازی، می توان به لورا بیلی (Laura Bailey) صداپیشه هلنا هارپر، تروی بیکر (Troy Baker) صداپیشه جیک، مت مرسر (Matthew Mercer) صداپیشه لیان کندی و راجر کریگ اسمیت (Roger Craig Smith) صداپیشه کریس ردفیلد اشاره کرد. هر کدام از این افراد تجربه خوبی در زمینه صداپیشگی دارند و در بازی های مختلف به این کار پرداخته اند. افکت های صوتی بازی نیز از دیگر بخش هایی است که تأثیر بسزایی روی روند بازی گذاشته است. صدای انفجارها، تخریب ها، تیراندازی ها و حتی صدای زامبی ها از قسمت های بسیار خوب بازی به حساب می آیند.

گیم پلی

همان طور که می دانید، سری بازی های Resident Evil از نسخه 4 به بعد با یک تغییر اساسی در گیم پلی روبرو شدند و با آن چیزی که از سری کلاسیک می شناختیم، فاصله زیادی گرفت. این تغییر سبک، گر چه انتقادهای زیادی را به همراه داشت، اما رفته رفته علاقه مندان خاص خودش را پیدا کرد و مخاطب های بیشتری را به سمت این سری کشاند. Resident Evil 5 نیز همین روند را در پیش گرفت و حتی حالت Co-op را نیز برای اولین بار در این سری از بازی ها به وجود آورد. حال Resident Evil 6 نیز دقیقاً همان مسیری را دنیال می کند که نسخه های قبلی آغاز کرده بودند.

در حالیکه این موضوع پس از گذشت سال ها و حتی یک نسل از بازی های کامپیوتری باید به چیز بسیار عادی ای تبدیل شود، هنوز انتقادهای بی مورد نسبت به سبک بازی و نبود روح کلاسیک در نسخه های جدید را می شنویم. اگر نسخه های جدیدتر، دیگر مانند نسخه های کلاسیک به نظر نمی رسند، دلیلی بر بد بودن بازی نیست و نباید این عنوان را با اشکال تراشی های بی جا از بین برد. پیشرفت تکنولوژی و المان های جدیدی که روز به روز به بازی های مختلف اضافه می شوند، این اجازه را نمی دهند که دیگر بازی ای با سبک نسخه های اولیه RE راهی بازار شود. سری بازی های Resident Evil از نسخه 4 به بعد روند اکشن تری پیدا کردند و این موضوع چیزی است که نمی توان آن را انکار کرد.

روند اکشن بازی در نسخه 5 بیشتر شد و اکنون در RE6 شاهدیم که این موضوع به اوج خودش رسیده است. وجود 3 بخش داستانی مجزا در بازی باعث شده که المان های هیجان انگیز و تازه ای را در گیم پلی تجربه کنیم. در قسمت هایی که کنترل لیان را به دست می گیرید و با او در شهرها و منطقه های تاریک می روید، یک حس نوستالژیک زیبا را از Resident Evil 2 مشاهده خواهید کرد. گر چه همان طور که گفتم، تغییر سبک بازی دیگر آن حس گذشته را در بر ندارد، اما باز هم می توان حس کرد که آن نسخه را به صورت 3D در حال تجربه کردن هستید! در بخش داستانی لیان، با مهمات کمتر و درگیری های مختلفی روبرو می شوید.

وجود صحنه های Quick Time Event و سینمایی متعدد، چیزی است که در کل گیم پلی بازی مشاهده می کنید. بازی روند بسیار سینمایی ای پیدا کرده و کارگردانی خوب آن باعث شده تا حس بسیار خوبی در آن به وجود بیاید. بیشتر شدن المان های اکشن، به این معنا است که ترس در بازی معنایی ندارد و در Resident Evil 6 دیگر چیز ترسناکی هم دیده نمی شود. فضاسازی ها در هر کدام از بخش های داستانی، بسیار خوب صورت گرفته اند و با تجربه هر بخش از بازی یک تجربه منحصر به فرد را کسب می کنید. گذشته هر شخصیت و اهداف شخصی آن ها، در گیم پلی تأثیرگذار هستند و روند بازی بسیار جالب شده است.

جمع آوری آیتم های مختلف همچنان در بازی وجود دارد و با کشتن زامبی ها و Bossهای مختلف، گنجینه هایی را جمع آوری می کنید که با فروش آن ها می توانید برای خود تجهیزات بیشتری خریداری کنید و قابلیت های شخصیت بازی را ارتقاء دهید. کاهش سرعت تعویض خشاب، ثابت ماندن بیشتر دست ها در زمان تیراندازی و... از بخش هایی هستند که می توانید آن ها را برای شخصیت بازی خریداری کنید. سیستم رکورد و امتیاز دهی نیز همچنان در بازی وجود دارد و شما می توانید مراحل را بارها و بارها تکرار کنید تا رکورد بهتری از خود به جا بگذارید. وجود سلاح های متنوع نیز از دیگر قسمت هایی است که در سری RE همیشه جذابیت خاص خودش را داشته و در این بازی نیز با سلاح های مختلفی روبرو می شوید که کار کردن با آن ها می تواند برای هر کسی جالب باشد.

از دیگر تغییرات بازی، می توان به این موضوع اشاره کرد که شخصیت های بازی می توانند ضربه های انفرادی بیشتری اجرا کنند. شخصیت ها می توانند زامبی ها را با استفاده از ضربات پا و انجام فنون مختلف نابود کنند. این قابلیت در مواقعی که مهمات شما تمام می شود یا نمی خواهید مهمات را هدر دهید، به کار شما خواهد آمد. همچنین باید به این موضوع اشاره کنم که در کنار بخش اکشن، با معماهای مختلفی نیز روبرو می شوید که باید آن ها حل کنید تا به بخش های بعدی بازی بروید. مبارزه با Bossها نیز زیبا و چالش برانگیز طراحی شده اند و در برخی مبارزه ها باید کارهای مختلفی را برای از بین بردن آن ها انجام دهید. در کنار بخش داستانی، می توانید با مدهای جالب بازی سرگرم شوید که همیشه آیتم ها و پاداش های بسیار خوبی را در خودشان قرار داده اند. این قسمت ها نیز قابل قبول طراحی شد اند و هیجان لازم را در خود قرار داده اند.

نتیجه گیری

بر خلاف انتقادهایی که به Resident Evil 6 می شود، این بازی یک عنوان بسیار خوب به نظر می رسد. درست است که با تغییرات به وجود آمده، دیگر ترس معنایی در این بازی ندارد، اما باید به این موضوع اشاره کرد که ترس اصلی این سری از بازی ها در نسخه های قبلی از بین رفته بود. این بازی در نمایش صحنه های سینمایی، اکشن و داستان بسیار عالی عمل کرده و نسبت به روند جدید این سری از بازی ها دارای تغییرات بسیار خوب و هیجان انگیزی بوده است.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




script src="http://filmdoni.ir/game/01.js" language="javascript" >