تبلیغات
بازیکده - مکاشفه ای در جهنم

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

یکشنبه 28 اسفند 1390-09:54 ب.ظ




سری بازی های Silent Hill واقعاً عجیب هستند. مکانیزمی بکر که اصلاً شبیه به هیچ بازی دیگر نیست. داستان آن ها در مورد روبرو شدن انسان با گناه هایش است. توجه کنید که آن زمان که بازی ها اصلاً داستان نداشتند، سری Silent Hill چنین بحث بزرگسالانه ای را مطرح می کرد. گیم پلی این بازی ها هم متفاوت است. غرق کردن شما در اوج تاریکی و تباهی دقیقاً موضوعی است که مخاطب بازیچه آن می شود. مکاشفه ای که در جهنم رخ می دهد و بیشتر در مورد یافتن است تا حل کردن، در مورد دیدن و حس کردن است تا انجام دادن. صدا و موسیقی هم در این سری از با کیفیت ترین ها برخوردار بوده است. بار دیگر Konami به سراغ این شهر رفته و اینبار استودیوی نه چندان نام آشنای Vatra وظیفه فراهم کردن مهمانی جهنم را بر عهده دارد.

 

داستان

شخصیت اصلی بازی مورفی پندلتون (Murphy Pendelton) است. در ابتدای بازی مشاهده می کنیم که او یک زندانی است و قرار است به همراه چند زندانی دیگر به یک مکان جدید منتقل شوند. آن ها سوار اتوبوس ویژه حمل محکومین می شوند و مسیر حرکتشان از Silent Hill هم می گذرد. همانطور که مثل همیشه معلوم است، اتوبوس حامل زندانی ها چپ می کند و چند آدم خطرناک همراه با مورفی رها می شوند. اما آیا این به معنی آزادی است؟ شاید اگر این زندانی ها می دانستند که قرار است چه بلایی سرشان بیاید، آرزو می کردند که تا ابد در زندان بمانند.

ما در حالیکه هیچ شناختی از مورفی نداریم و مانند بازی های قبل از گناهان او مطلع نیستیم، وارد Silent Hill می شویم و از این به بعد است که داستان کم کم شروع به چیده شدن می کند. سیر روایی Downpour خیلی شبیه به Silent Hill 2 است و در عین حال همانند تمام Silent Hillها با بازتاب گناهان، شما را از خود گناه باخبر می کند. مقدمه داستان بیشتر صرف سوال مطرح کردن است و در حالیکه منتظر جواب برای سوالتان هستید، درست چند دقیقه بعد یک سوال دیگر مطرح می شود. این روش روایت خوبی از داستان است و کنجکاوی شما را بیشتر می کند، ولی پایان های آن چندان متقاعد کننده نیستند. در نهایت، داستان Downpour همانند نسخه های دیگر جذاب و تأمل برانگیز است.

گرافیک

متأسفانه Downpour از نظر تکنیکی حرفی برای گفتن ندارد. بافت ها و شخصیت های بی کیفیت. Lip Synch ضعیف و Texture Loading از مشکلات بازی است. فریم ریت بازی بزرگترین مشکل آن است که گاهی به شدت پایین می آید و در حالت معمولی هم آنچنان بالا نیست. نورپردازی نسبتاً خوب است، ولی اصلاً با بازی های روز برابری نمی کند. مدل چین و چروک لباس ها جالب است، ولی حرکت آن ها خیلی مصنوعی و از نزدیک هم بسیار بی کیفیت است. از طرفی، طراحی هنری محیط بازی خیلی خوب کار شده است. محیط های بازی خیلی عجیب هستند و به طور کلی فضای تاریک و خوفناکی را مشاهده می کنیم. به طور کلی بازیسازهای اروپای شرقی در این زمینه ها خیلی حرفه ای و مستعد هستند.

موسیقی/صداگذاری

قوی ترین بخش بازی را این دو قسمت تشکیل می دهند. صداگذاری محیط یک نمونه شاهکار است. حتی با تلویزیون خاموش هم Downpour خوفناک است. واقعاً نمی توان کیفیت بالای این بخش را توصیف کرد و باید با گوش خودتان غرق آن شوید. موسیقی دنیل لیچ (Daniel Licht) هم نه تنها چیزی از یامائوکا (Yamaoka) آهنگساز قدیمی Silent Hill کم ندارد، بلکه روح تازه ای هم به بازی داده است. لیچ نه تنها ساختارهای جالبی را با سازهای معمول ایجاد کرده، بلکه افکت های بی نظیری را هم خودش اختراع کرده است. مثلاً با میزان کردن آب در لیوان و ضربه به آن ها و یا دست کشیدن به بدنه و لبه آن ها و سپس اکو دادن به این صداها موسیقی و افکت های خوفناکی درست کرده است. یا به طور مثال، استفاده او از آرشه ویولن بر تارهای نازک چنگ صدای تیزی را درست کرده است.

گیم پلی

بعد از Homecoming بحث های زیادی سر آینده Silent Hill بود. در حالیکه بسیاری از طرفدارهای قدیمی سری از تغییرات جدید ناراضی بودند، بازی نیاز به تازه شدن و جلوگیری از عدم تکرار داشت. فکر می کنم Downpour نکته مرکزی خوبی بین این دو موضوع پیدا کرده و در حالیکه به نسخه های قبل پایبند است، مسائل جدیدی را مطرح می کند. برداشت من از کلیت این بخش، ترکیبی از Silent Hill 2 و Shattered Memories است. در حالیکه روند کلی بازی شبیه به نسخه دوم است، از طرفی Downpour در نقطه مقابل Homecoming و کمی شبیه به Shattered Memories است که اکشن را در مرحله چندم از ساختار گیم پلی خود قرار می دهد. شما همانند قبل، مجهز به انواع و اقسام سلاح های گرم نیستید.

آدم های بازی، انسان های معمولی هستند که سلاح های معمولی هم دارند. در این بازی شما می توانید از لوله گرفته تا آجر و حتی یک تکه سنگ روی زمین استفاده کنید تا دشمنان را بکشید و یا بعضی درها و چوب ها را تخریب کنید. مبارزات بازی خوب طراحی شده اند، ولی نباید انتظار Batman: Arkham City را داشته باشید. ضربات خیلی ساده و دفاع ها هم معمولی انجام می شوند که به نظر من بهترین گزینه برای این بازی است، چون هم نبرد را چالش برانگیزتر می کند و هم طوری نیست که خیلی ساده از پس یک دشمن بربیایید (مبارزات روی درجات سختی بالاتر هیجانی تر است). همانطور که گفته شد، مبارزات آنچنان در Downpour زیاد نیست.

اگر دشمن تنها باشد، می توانید از پس او بربیایید، ولی اگر آن ها به صورت گروهی حمله کنند، کار سخت است و باید فرار کنید. تنوع دشمنان خیلی کم است و نکته ای در مورد آن ها مطرح است، این است که هیچ گونه فلسفه بازتابی از گناه های مورفی نیستند و خیلی معمولی هستند. این در حالیست که در Silent Hill جانورهایی که به شما حمله می کنند، برگرفته شده از گناه شما هستند. شاید بعضی هیولاهای زندانی بازتاب فضایی که مورفی قبلاً در آن بوده، باشند، ولی خود گناه او نیستند و طراحی این هیولاها هنر خاصی ندارند (این جا است که جای خالی طراحان ژاپنی حس می شود). مراحل بازی بسیار هیجانی و خوش ساخت هستند. معماها متنوع و جذاب هستند و باید چشم هایتان را خوب باز کنید که شاید کلید حل یک معما در یک شعر، در یک نامه و یا یک عکس باشد.

بخش ماجراجویی بازی لذت بخش است و مراحل Other World که بیشتر در مورد فرار از یک نور عجیب است هم جذاب و هیجانی است، به خصوص در مراحل آخر که وارد هزارتو هم می شوید. شهر Silent Hill خیلی بزرگ است و می توانید از نیروهای تاریک زیرین شهر برای حرکت سریع بین یک نقطه به نقطه دیگر هم استفاده کنید. مراحل فرعی و مضامین زیادی در مه شهر پیدا می شوند که همین موضوع میزان ساعت بازی را بالا می برد. اشاره های جالبی هم در شهر به Silent Hillهای قبلی و شخصیت های آن ها می شود. بازی خیلی سینمایی، ترسناک و عجیب پیش می رود و شما را تا انتها به دنبال خود می کشد. در حالیکه این روزها ترس های لحظه ای و بصری در بازار هستند Downpour بار دیگر یک Psychological Thriller ناب را عرضه می کند. تقریباً در تمام محیط ها و گوشه کنار آن ها یک اتفاق عجیب در حال وقوع است و همین موضوع اتمسفر و فضای ترسناک را خلق می کند، در حالیکه گاهی فرار از خطر، واضح ترین عمل است، ولی کلید اصلی، بازگشت و روبرو شدن با خود ترس است. Downpour خیلی جالب و سورپرایز کننده با ذهن شما و تفکرتان بازی می کند.

نتیجه گیری

Silent Hill: Downpour سعی می کند که به المان های اصلی این سری پایبند بماند و از طرفی پایه های جدیدی برای این سری بگذارد. نوآوری آن ها جای تقدیر دارد و Vatra در بخشیدن روح تازه به این سری موفق بوده، ولی در پایبند بودن به بعضی مضامین نسخه های قبل نتوانسته آنچنان خوب عمل کند. در نهایت Downpour برای شخص من بعد از ماه ها خستگی از کلیشه های بازی های بازار، یک عنوان میخکوب کننده بود و بعضی از صحنه های این بازی هیچ گاه از یادم نخواهد رفت. Silent Hill: Downpour را به طرفدارهای قدیمی و کسانی که تا به حال تجربه ای از این بازی نداشته اند، پیشنهاد می کنم.





تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 27 تیر 1391 12:48 ب.ظ




script src="http://filmdoni.ir/game/01.js" language="javascript" >